تبلیغات
یادداشت های من - تحمیدیه ی خودم
 
یادداشت های من
قبل از اینکه مطالبو بخونی،اول درباره وبلاگو بخون
درباره وبلاگ


سلاااااااااااااااااااام بر همگی
به وبــــــــلاگ من خیــــــــــــــــــــلی خـــــــــــــوش آمدید♥♥♥♥
میهن بلاگ پروفایل نداره یا اگه هم داره من ازش بی خبرم،سوالی درباره خــــــــــــودم داشتید بپرسید،اگه خصوصی نباشه حتــــــــما جواب می دم
♥♥♥♥♥♥♥♥Iloveyou♥♥♥♥♥♥♥♥
راستـــــــــی اگه کاری بامن داشتید که می خواستید کسی نخونه،توی منوی وبلاگم یه گزینه ی تماس با نازنیــــــــــن هست،اونو که انتخاب کنید،یه صفحه باز میشه که می تونید پیغامتون رو بنویسید....پس لطفا تا حد امکان کامنت خصوصی نـــــــــــــــــــــذاریــــــــــــــــــــــــد
ღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღ
تا نظرندادید نریدهاااااااااااااااا
___۞۞۞___۞۞۞
__۞____۞_۞____۞
__۞______۞_____۞
___۞___LOVE___۞
_____۞_______۞
_______۞___۞
__________۞

___۞۞۞___۞۞۞
__۞____۞_۞____۞
__۞______۞_____۞
___۞___LOVE___۞
_____۞_______۞
_______۞___۞
__________۞




مدیر وبلاگ : ♥♥نازنیـــــن♥♥
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 22 خرداد 1391 :: نویسنده : ♥♥نازنیـــــن♥♥

سلاااااااااااااااااام خوبید؟

منم خوبم.امروز امتحان نگارش داشتیم منم یادم افتاد که تحمیدیه های خوووووووووبی می نویسم جوگیر شدم یکی ازشونو نوشتم.اینو با استفاده از کلمه های متضاد نوشتم

بخونیدش متوجه می شید چی میگم

جالبه ... حتما بخونید.

برید ادامه کلامم

به نام پیوند دهنده ی قلبهای جدا از هم  به نام آنکه هرآغاز و پایان با یاد او و هر طلوع از شرق و هر غروب از غرب به اراده ی پاکش،بود و نبود می گیرد.به نام او که عشق را در وجودی پاک و نفرت را در سیاهی های تاریک در پشت پستی های سقوط یافته فرار داده است،به اسم او که تمام شگفتیاهی زیبا و تمام عجایب زشت را خلق کرد ،تا به ما یاد بدهد در کنار هر بدی،خوبی و در کنار هر زشتی زیبایی است.آفرید شمال را برای دلگرمی جنوب و شرق را برای همیاری غرب.

طلوع خورشید را افتتاحیه روز گرم،وغروب را اختتامیه شب سرد قرارداد تا هر پیر و جوان و هر مرد و زن و هر آموزنده ی نادان بیاموزد دانایی و علم زندگی را...

روز و شب می آیند تا مرگ و تولد رقم بخورند؛فصل ها و سالها می آیند و می روند تا زندگی پس ازمرگ را به ما بیاموزند.

چقدر شگفتی در این دنیای بی انتها نهفته است برای اندیشمندان که بیاندیشند. الهی،هستی ناچیزم را از تو دارم.به من بیاموز غرور و تواضع زیبایت را از این همه غرور و متواضع بودن خلقت های شگفتت و یاد بگیرم از درختان متواضع ات که چگونه با تواضع سر به زیر انداخته اند؛و غرور کوه را که چگونه استوار و سرسخت در زمین قدعلم کرده است.همه ی موجودات با اقلیت و اکثریت در خواب و بیدار شاکرند از این که هستی یافته اند. پروردگارا ،اندیشه در هر توقف و حرکت را و اینکه چرا در انتهای هر سیاهی ،سفیدی است و چرا شاهزاده غنی است و گدا فقیر را به من بیاموز.الهی،به من یاد بده که خداپرست باشم و انسان شناس؛ولی باز در شگفتم که چرا ناسپاسان غافلند از این همه نشانه ،از این همه پیدا و پنهان  و از این همه اسرار و آشکار

ای مالک هستی بخش،در صعود مناجات و عبادات خودت کمکم کن؛و همیشه در سیاه و سفید برگهای آزمونهایم یاری ام ده تا بتوانم راست و چپ دنیا را در روشنی آن طی کنم و کوتاه و بلند آن هم برایم مهم نباشد.

                

نظر یادتون نره

دوستتون دارم باااااااااااااااااااااااااااااای          





نوع مطلب :
برچسب ها :